اسیر عشقم و این رتبه پادشاه ندارداسیر عشقم و این رتبه پادشاه نداردبا که گویم درد دل را از که جویم راز جان را با که گویم درد دل را از که جویم راز جان را دلی به سوی رخ یار دلربا دارمدلی به سوی رخ یار دلربا دارمغزل هجرتغزل هجرتمسلکِ نیستی مسلکِ نیستی عاقلان از سر سودائی ما بی‌خبرندعاقلان از سر سودائی ما بی‌خبرندگفته بودی که ره عشق ره پر خطری استگفته بودی که ره عشق ره پر خطری استدر سایه لطف او پناهی دارمدر سایه لطف او پناهی دارمپروانه صفت، در برِ آن شمع بسوزمپروانه صفت، در برِ آن شمع بسوزم شعر صفحه 2